ندائی گفت:عشق ماندنی ست
و من تا ابدیت در قنوتم
و به نشان قیام گل سرخ
از حصار شهر سنگ
بدورد خواهم گفت
و از بام تا شام انتظار...هزار هزار مویه خواهم کرد
و در ایوان قلب مشرقم
بوته های یاس خواهم کاشت
تا طلوعی بی ریا
در محراب گریه هایم
عطر سجاده ی وصل خواهم نشاند
اینک!دانه های معطر عرش
سلطان تنفس اند
و تو را ذره ذره منظومه نیایشم می جویند